خانه / آموزش عکاسی / تار شدن عکس
علت تار شدن عکس
علت تار شدن عکس

تار شدن عکس

آشنایی با علت تار شدن عکس

در این مقاله به بررسی عوامل مختلف در تار شدن عکس می پردازیم. سطح مقاله مبتدی تا متوسط می باشد. بطور کل چهار عامل اصلی وجود دارد که باعث تار شدن عکس می شوند و هر چهار عامل برای هر عکسی که میگیرید مهم هستند. چگونگی جلوگیری از هر کدام از این نوع تاری ها در عکاسی ( و یا تا جای ممکن به حداقل رساندن )  آنها را بررسی خواهیم کرد. چهار منبع تاری عکس عبارتند از : حرکت (سوژه یا دوربین )، محدوده خارج از فوکوس ، دیفرکشن (پراش )، لنز ابِر ِیشن ( لرزش لنز ).

لرزش دوربین و تاری حرکتی

شاید مهم ترین علت تار شدن عکس، محو بر اثر حرکت ( Motion Blur ) باشد چه حرکت و لرزش دوربین چه حرکت سوژه در هنگامی که شما عکاسی می کنید. محو بر اثر حرکت ( Motion Blur ) یا به قول بچه های عکاسی همان “موشن بلِر” وقتی اتفاق می افتد که چیزی در عکس شما به اندازه چند پیکسل حرکت کند درست در لحظه ای که عکس میگیرید. ( از این پس برای یکدستی مقاله به موشن بلر (motion blur)، تاری حرکتی می گوییم).
اگرچه این نوع تار شدگی به شدت به میزان سرعت سوژه در عکس شما یا تکان دوربین بستگی دارد اما عامل تاثیر گذار مهم دیگر سرعت شاتر ( shutter ) می باشد. با یک نوردهی سریع اما به مقدار کافی، شما میتوانید هر چیزی را شارپ و واضح به ثبت برسانید. حتی اگر از یک پرنده یا حیوانی که به سرعت در حال حرکت است عکاسی میکنید با استفاده از سرعت شاتر 1/1000 یا 1/2000 تار شدگی نخواهید داشت.

عکس گوزن مربوط به مقاله تار شدن عکس
NIKON D7500 + 300mm f/4 + 1.4x teleconverter, ISO 220, 1/1000, f/5.6
عکس گوزن مربوط به مقاله تار شدن عکس
عکس کراپ 100% هست . با اینکه سوژه سرعت داشته است اما فقط مقدار اندکی تاری حرکتی وجود دارد

حرکت دست ( تکان دوربین ) نیز باعث تارشدگی عکس میشود. هیچکس نمی تواند دوربین را کاملا ثابت در دست خود نگه دارد. اما مقابله با حرکت دست تقریبا آسان است. فقط کافیست قانون سرعت شاتر را، در زمان دوربین در دست رعایت کنید.

این قانون معمولا استفاده از سرعت شاتر بر اساس فاصله کانونی لنز می باشد. مثلا اگر لنز خود را روی 200 میلی متر قرار داده اید سرعت شاتر می بایست 1/200 کمتر نباشد اما اگر لرزشگیر لنز خاموش باشد من ترجیح میدهیم سرعت شاتر حتی دو برابر فاصله کانونی باشد ( نسبت عکس دو برابر فاصله کانونی ) . یعنی در مثال قبل سرعت شاتر را روی 1/400 تنظیم می کنم ( یعنی زمان باز و بسته شدن شاتر و نوردهی به سنسور دوربین یک چهارصدم ثانیه می باشد ) . در این صورت خیالم راحت است که حرکت دست هیچگونه اثری در تار شدن عکس نداشته باشد.

عکس رودخانه وسط شهر مربوط به مقاله تاری عکس
NIKON D7000 + 24mm f/1.4 @ 24mm, ISO 640, 1/50, f/1.4

به لحاظ فنی استفاده از سرعت شاتر مناسب و کافی ، تمام آن چیزی است که شما برای غلبه بر تاری حرکتی ( موشن بلر ) نیاز دارید. مثلا با شاتر 1/8000 از دست هر تاری حرکتی خلاص خواهید شد.

اما موضوع مهم این است که سرعت بالای شاتر باعث تاریک شدن عکس می شود حال آنکه گرفتن عکس های روشن و با نور مطلوب یکی از اساسی ترین دغدغه های عکاسان است.
اگر لازم است از سرعت های فوق سریع شاتر استفاده کنید بهتر است راه هایی برای جبران نور عکس خود پیدا کنید. بنابراین حالت ایده آل این است که از سرعت شاتری استفاده کنید که به اندازه کافی برای خنثی کردن اثر تاری حرکتی سریع باشد. پیدا کردن نقطه بهینه نیاز به تمرینات مستمر دارد.
شاید شاتر مناسب برای یک عکس پرتره 1/100 باشد، برای یک صحنه ورزشی 1/500 ، برای یک پرنده در حال پرواز 1/2000 باشد و قس علی هذا …
استثناء اصلی این است که بخواهید از یک صحنه ثابت، با استفاده از یک سه پایه ی محکم عکاسی کنید. در اینصورت می توانید از هر سرعت شاتری تقریبا بدون مشکل استفاده نمایید. گاهی اوقات نیز میخواهید بطور عمدی بخش از تصویر تار شود مانند بالهای یک پرنده، در اینصورت سرعت شاتری را انتخاب می کند که تاری مورد نظر شما را تامین کند.

سرعت شاتر در تار شدن ابر بر روی کوه
NIKON D800E + 70-200mm f/4 @ 120mm, ISO 100, 30 seconds, f/16.0

با این حال حتی اگر شما از یک صحنه ثابت با استفاده از یک سه پایه عکاسی می کنید باز هم ممکن است با لرزش دوربین مواجه شوید چرا که دوربین ها دارای قطعات متحرک هستند مانند پرده شاتر در اغلب دوربین های عکاسی و یا آینه در دوربین های DSLR.

و این لرزش در برخی از سرعت های شاتر ممکن است در عکس تاثیر بگذارد مثلا در محدوده شاتر بین 1/2 تا 1/50 ثانیه و خصوصا در لنزها تله فوتو.
برای کم کردن اثر این موارد میتوانید از قفل آینه ( اگر دوربین شما آینه دار است ) و یا شاتر الکترونیکی ( اگر دوربین شما این امکان را دارد ) استفاده نمایید. مباحث مربوط به شاترهای مکانیکی و الکترونیکی یا دروبین های دارای آینه یا بدون آینه خود مباحث گسترده ای و نیازمند مقاله ای جداگانه هستند خصوصا با توجه به تکنولوژی های جدید و مدل های ارتقا یافته ای که هر روز وارد بازار می شوند این موارد متغییر بوده و مشخصه ی واحدی ندارند.

بنابراین بطور خلاصه میتوان گفت اگر قطعات مکانیکی دوربین شما در هنگام ثبت عکس ( مانند حرکت پرده شاتر یا آینه ) باعث لرزش می شوند، آنها را در تنظیمات دوربین خود کنترل کنید . ممکن است دوربین شما چنین قطعات متحرکی را نداشته باشد. ( به دفترچه راهنما دوربین خود مراجعه نمایید یا در اینترنت مشخصات دوربین خود را جستجو کنید ).

خارج از فوکوس

یکی دیگر از دلایل تار شدن عکس ها عدم فوکوس مناسب می باشد. این تاری عکس ها به دو شکل میتواند اتفاق بیفتد.
اغلب این نوع تاری به خاطر نبود فوکوس درست و دقیق بر روی سوژه می باشد. حتی فوکوس کردن اندکی جلوتر یا اندکی پشت سوژه باعث میشود که وضوح کافی از دست برود. حالت بدتر این است که شما از سیستم اتوفوکوس (فوکوس خودکار) استفاده کرده باشید و این سیستم به غلط روی سوژه یا محل دیگری فوکوس کرده باشد و به همین علت ناحیه مورد نظر تار و محو شده باشد.
نکته مهم برای دوری از این نوع تاری عکس، گذاشتن وقت کافی در هنگام شات زدن برای دستیابی به فوکوس دقیق و صحیح می باشد. اگر زمان دارید نمایش زنده عکس خود را در دوربین ببینید و بزرگنمایی کنید و نواحی مهم ( مانند چشم سوژه ) را بررسی نمایید که فوکوس درست انجام شده باشد.
اگر شما از سوژه های متحرک و سریع عکاسی می کنید کلید موفقیت تمرین و تمرین می باشد. باید دقیقا بدانید که سیستم فوکوس اتوماتیک دوربین شما چگونه عمل میکند نقاط ضعف و قدرت آن چیست و چگونه در هر بار روی موضوع شما قفل می کند. بنابراین باید به دوربین خود و تنظیمات آن مسلط باشید.

سوژه در این عکس به دلیل خارج از فوکوس بودن تار شده است. توجه کنید بعضی از قسمت های پایین برگ شارپ هستند اما مورد نظر عکاس نبوده است
سوژه در این عکس به دلیل خارج از فوکوس بودن تار شده است. توجه کنید بعضی از قسمت های پایین برگ شارپ هستند اما مورد نظر عکاس نبوده اند.

نوع دیگر تاری “خارج از فوکوس” این است که ناحیه عمق میدان وضوح به اندازه کافی بزرگ نیست. مثلا شما از گروهی از مردم عکاسی میکنید که برخی نزدیک به دوربین و برخی دورتر ایستاده اند. شما نمی توانید همزمان هم روی سوژه نزدیک فوکوس کنید هم روی سوژه دور. شاید بتوانید سعی کنید در ناحیه ای بین آن فوکوس نمایید تا هر دو سوژه ی دور و نزدیک شما، در عمق میدان وضوح قرار گیرند.
معمولا وقتی روی سوژه ای فوکوس می کنید مقداری از جلو و پشت سوژه نیز در ناحیه فوکوس قرار میگیرد. اینکه این میزان چقدر است بستگی به دوربین و لنز و تنظیمات و شرایط نوری دارد اما جتی با تنظیمات مورد نظر باز ممکن است برخی نواحی، خارج از عمق میدان قرار بگیرند و به اندازه کافی شارپ نباشند.
این مشکل بخصوص در عکاسی منظره و عکاسی ماکرو خود را نشان میدهد. در عکس های منظره نیاز به عمق میدان وسیع دارید تا همه چیز فوکوس و شارپ باشد. و در عکاسی ماکرو با توجه به کوچک بودن محدوده عمق میدان می بایست بتوانید همه المان های مهم را در بهترین حالت وضوح قرار دهید و مقداری تاری در نواحی غیر مهم را نیز بپذیرید.

همچنین مهم است که برای دستیابی به عمق میدان کاقی و بزرگتر( depth of field = DOF )، از دیافراگم های کوچکتر استفاده نمایید. دیافراگم کوچکتر یعنی بسته تر و هر چه عدد دیافراگم بالاتر باشد یعنی دیافراگم بسته تر خواهد بود.
به همین خاطر است که عکاسان منظره و طبیعت به استفاده از دیافراگم های کوچک شناخته شده اند مانند f/16 , f/11 , f/8 .

عکاسان ماکروگرافی حتی در دیافراگم های f/22 و نزدیک به آن اقدام به ثبت عکس نموده اند. همه این تنظیمات برای دستیابی به عمق میدان کافی است.

عمق میدان وضوح
NIKON D800E + 20mm f/1.8 @ 20mm, ISO 100, 1/6, f/16.0

این عکس را با f/16 گرفته شده است تا عمق میدان به اندازه ی کافی افزایش یابد. زیرا سوژه ی خیلی نزدیک به لنز هم داریم . حتی با این وجود، نزدیکترین و دورترین جزئیات در تصویر کاملا شارپ نیستند و فقط در حد قابل قبولی قرار دارند. اما برای یک تصویر وب و یا چاپ در اندازه معمولی خوب بنظر میرسند.

با این حال شما برای هر عکسی نمی توانید از یک دیافراگم خیلی کوچک مانند f/22 استفاده نمایید حتی اگر با آن به عمق میدان بیشتری برسید. از یک طرف دیافراگم های اینچنینی باعث تاریک شدن عکس شما می شوند مگر اینکه (با استفاده از سه پایه) از سرعت شاتر کمتری استفاده نمایید یا اینکه از فلاش برای جبران نور دهی کمک بگیرید که هر کدام نیاز به بررسی بر اساس سوژه و شرایط محیطی شما دارد.
از طرف دیگر دیافراگم های خیلی بسته و کوچک، نوع دیگری از تاری را موجب می شوند که به قوانین فیزیک نور برمیگردد و به اصطلاح به آن diffraction یا پراش یا پراش نوری می گویند.

پراش (Diffraction) یا انکسار

تاری عکس ناشی از پراش به اندازه ی حالت های قبل قابل تشخیص نیست اما هنوز هم نقش مهمی در عکاسی دارد. پراش خاصیت اساسی هر موج مانند نور است. وقتی نور از یک مانع یا روزنه عبور می کند – مانند دیافراگم در لنز شما – با خودش تداخل ایجاد می کند. این تداخل بعد از عبور پراکنده می گردد و به خاطر همین یک نقطه ی مشخص، حالت مبهم و محو پیدا می کند. و این محوی آن چیزی است که باعث تار شدن عکس می شود.
فیزیک پراش نور مبحث گسترده تری است که خارج از این مقاله می باشد اما برای ما این مهم است که دیافراگم های بسته تر، تاری بیشتری حاصل از پراش ایجاد می کنند که راه گریزی از آنها نیست.
از لحاظ فنی، پراش ( یا پراکندگی ) هر زمان که نور از دیافراگم عبور می کند وجود دارد. اما این پراکندگی مهم نیست مگر اینکه روی چند پیکسل پخش شده و اثر بگذارد.
امروزه در DSLR ها با رزولوشن بالا یا دوربین های بدون آینه، میتوان گفت که در دیافراگم های بازتر از f/5.6 پراش تاثیری ندارد ( هر چند هنوز وجود دارد ). تاثیر تا f/8 یا نهایت f/11 در حداقل خود قرار دارد. و تنها زمانی که شما از دیافراگم های کوچکتر از f/16 استفاده می کنید مشکلات کیفیت تصویر ناشی از پراش یا انکسار قابل توجه می شود.
برای دیدن اثر پراش نگاهی به عکس مقایسه ای زیر با کراپ 100% بیاندازید.

عکس پراش انکسار دیفرکشن
مقایسه تاری حاصل از پراش در دیافراگم های مختلف

علیرغم تاری ناشی از پراش، من بطور معمول هنوز از f/11 , f/16 استفاده می کنم. این دو بیشترین دیافراگم های ( اپرچر ) مورد استفاده من در عکاسی منظره هستند، چرا که با سبک – سنگین کردن به این نتیجه می رسم که داشتن عمق میدانِ بیشتر، نسبت به پراش نوری حاصله ، منفعت بیشتری دارد. در هر صورت پراش در این دو دیافراگم قابل مشاهده است و تا جای ممکن سعی می کنم از f/8 استفاده کنم.
برای بالانس بین دیافراگم و عمق میدان و پراش نوری مقالاتی بر مبنای ریاضی وجود دارند که به شما کمک می کنند. اما اگر نمی خواهید سراغ آنها بروید دستورالعمل زیر تا حدود زیادی می تواند به مفید باشد.

1- در دیافراگم های بازتر از f/5.6 نگران پراش نباشید.( یعنی دیافراگم با اعداد کوچکتر )
2- در دیافراگم های f/6.3 تا f/10 وقتی بزرگنمایی کنید پراش ( Diffraction ) قابل مشاهده هست اما آنچنان وحشتناک نیست.
3- در دیافراگم های f/11 تا f/16 پراش واضح است اما عکس را خراب نمی کند.
4- از دیافراگم های f/22 و بالاتر استفاده نکنید مگر دلیل خیلی خاصی وجود داشته باشد مانند گرفتن عکس های ماکرو .

توجه داشته باشید مقادیر برای دوربین هایی هستند که سنسور فول فریم دارند. برای دوربین خودتان می بایست اعداد بالا را بر ضریب کراپ سنسور خود تقسیم کنید.

در نهایت اگر نیاز به استفاده از دیافراگم f/22 و حتی بالاتر داشته باشید تا به عمق میدان مورد دلخواه دست یابید چه باید کرد ؟ آیا ارزش سر و کله زدن با پراش نوری بالا را دارد ؟. در اینصورت شاید بهتر باشد به جای استفاده از دیافراگم های بالا ( بسته تر ) از تکنیک انباشت فوکوس ( focus stack ) استفاده نمایید.

در تکنیک انباشت فوکوس، از یک دیافراگم شارپ و شفاف مانند f/8 استفاده می کنند و یک سری عکس با فوکوس های متفاوت میگیرند. یعنی از جلوی صحنه، فوکوس می کنند و عکس می گیرند و مرحله به مرحله فوکوس را عقب تر می برند. سپس عکس ها را در مرحله ویرایش با هم ادغام می کنند تا به یک وضوح خوب و کامل برسند. این زمانی مفید است که سوژه شما حرکتی نداشته باشد.

عکس با تکنیک انباشت فوکوس
11 عکس با تکنیک انباشت فوکوس در هم ادغام شده است تا بتوانیم بر مشکل کمی عمق میدان غلبه کنیم
NIKON Z 7 + NIKKOR Z 24-70mm f/4 S @ 70mm, ISO 64, 1/8, f/11.0

اختلالات لنزی ( Lens Aberrations )

آخرین دلیل تاری عکس، انحرافات لنزی ( یا اختلالات لنزی یا عدم انطباق کانونی ) می باشد.
در دنیای عکاسی این مسئله خیلی مورد توجه می باشد چرا که با خرید تجهیزات مرغوب تر می توانید این منبع تاری را برطرف نمایید. با این حال به ندرت اتفاق می افتد که تاری  عکس، ناشی از این مشکل لنزی باشد.

بارها اتفاق می افتد که مردم فکر می کنند لنز آنها تار شده است اما دلیل اصلی در واقع خارج از فوکوس بودن سوژه است. مثلا در عکس های منظره ، در لبه ی سوژه ی پیش زمینه معمولا تاری و محو شدگی بیشتری نسبت به بقیه عکس وجود دارد که مربوط به خارج از فوکوس بودن آنهاست.
با این حال اختلالات لنزی هنوز هم می تواند وجود داشته باشد خصوصا وقتی از یک لنز خاص استفاده می کنید و عکس ها تار می شوند. این تار شدگی معمولا در اپرچر های ( دیافراگم ) باز مثلا f1/4 , f2/8 خصوصا در لبه های عکس ایجاد می شود.
اگر شما در حال عکاسی از یک موضوع سخت، مانند عکاسی از کهکشان راه شیری هستید در این حالت شما از دیافراگم باز استفاده می کنید و خواهان آن هستید که لبه های عکس هم شفاف باشد اما اختلالات لنزی شروع به پدیدار شدن می کنند نه تنها بصورت تاری در گوشه های عکس بلکه بصورت وینیتینگ (سیاهی) نیز قابل مشاهده هستند. ممکن است در لنزهای معمولی و غیر مرغوب، حتی در دیافراگم های استانداردی مانند f/5.6 , f/8 نیز این تاری و اعوجاج در لبه های عکس وجود داشته باشد.
برای مثال به دو عکس زیر نگاهی بیاندازید. تصویر اول با لنز Samyang 14mm f/2.8 ثبت شده است که لنز محبوبی برای عکاسی از آسمان شب محسوب می شود. که البته اختلالات لنزی در حد متوسط دارد. دومین تصویر با لنز Nikon 14-24mm f/2.8 ثبت شده است که اختلالات لنزی کمتری دارد که منتج به ثبت ستاره های با وضوح بهتری شده است.

عکس ستارگان با لنز سامیانگ
Samyang-14mm-f2
عکس ستارگان با لنز نیکون
Nikon-14-24mm-f2.8-960×641

خبر خوب این است که چون اختلالات لنزی به نوع و جنس تجهیزات شما بر می گردد شما می توانید با مقایسه اطلاعات لنزها در اینترنت آنها را بررسی کرده و مدل مناسب تر را انتخاب کنید.

اینک این نکته مشخص می شود که چرا شارپ ترین حالت هر عکس در دیافراگم های f/4 تا f/8 اتفاق می افتد. در این دیافراگم ها اختلالات لنزی متعادل است. در واقع بدترین حالت اختلالات لنز در دیافراگم های خیلی باز، و مشکل پراش نیز در دیافراگم های خیلی بسته ایجاد می شود که اینها دلایل خوبی هستند تا ثبت در دیافراگم های وسط انجام گیرد.

علت های دیگر تاری

اول اینکه یک عکس با رزولوشن پایین طبعا جزییات کمتری نسبت به عکس با پیکسل های زیاد دارد. خصوصا اگر بخواهید کراپی انجام دهید و آن را در حد بزرگتری منتشر کنید. بنابراین بهتر است عکسهای خود را بیش از اندازه کراپ نکنید. و البته بستگی به این دارد که عکس خود را با چه ابعادی و در کجا قصد انتشار دارید. کراپ بیش از اندازه و کم شدن جزییات باعث عدم کیفیت و تار شدگی عکس می شود.
ضمنا بجای استفاده از فرمت JPEG ( که با فشرده سازی که دارد ممکن است مقداری از جزییات از دست برود ) از فرمت RAW استفاده نمایید.
ایزوی شما نیز نقش مهمی در جزییات عکس دارد. وقتی شما در یک محیط تاریک با ایزوی بالا عکس می گیرد در نهایت مقدار زیادی نویز خواهید داشت خصوصا در نواحی تاریکتر.

این نویز مقدار زیادی از جزییات و کیفیت را تحت تاثیر قرار می دهد نه اینکه دقیقا موجب تار شدگی شود اما جزییاتِ میان نویزها مبهم می شود و کاهش نویز در هنگام ویرایش نیز ممکن است در بعضی مواقع باعث محو شدگی عکس و از دست رفتن جزییات شود.

ضمنا عکاسی با لنزهای سوپر تله فوتو گاهی اوقات مقداری تاری ناشی از اعوجاج اتمسفری ایجاد میکند خصوصا وقتی روی سوژه دورتر فوکوس می کنید مانند سوژه های دور در حیات وحش یا عکاسی از سوژه های خاص در آسمان شب. برطرف کردن این نوع تاری عکس نیز از سخت ترین موارد است . راه حل شاید این باشد کمی صبر کنید تا مشکلات اتمسفری و جوی کم شود و یا چندین عکس بگیرید تا یکی بهتر شود.

در نهایت چند دلیل دیگر در گرفتن عکس های تار هست مانند یک لنز کثیف یا بستن چند فیلتر بی کیفیت روی لنز یا برخی لنزهای بی کیفیت که فوکوس نرم دارند و عکسهای واضحی ثبت نمی کنند.

نتیجه :

اگر شما قصد دارید از تار شدن عکس جلوگیری کنید باید چهار منبع مهم در تار شدن عکس را مد نظر قرار دهید یعنی :
تاری حرکتی – عدم فوکوس مناسب – پراش – اختلالات و مشکلات لنزی

ترجمه : محمد دلیری

 

به این مطلب رای دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Ad